به گزارشاسلام آباد خبر؛ مقاله / محمدعلی رستمی
در عصر کنونی ، همگان به این واقعیّت معترفند که امام خمینی « ره » در تاریخ معاصر ایران بلکه در تاریخ اسلام ، احیاگر ی بزرگ و آفرینندۀ اندیشه هایی ماندگار است .
وی فقیهی بود که تاریخ کمتر به خود دیده و حکومت و نظامی اسلامی را در دوران کنونی تنها بر اساس یک نظریّۀ فقهی و در چهارچوب اصل مترقّی « ولایت فقیه » تأسیس نمود که مهمترین مؤلّفۀ آن را در باب مشروعیّت می توان این گونه بیان نمود : « مشروعیّت نظام اسلامى و ولایت فقیه مشروعیّتى عقلانى ـ اخلاقى است ، نه فرهمند ، نه سنّتى به معناى رایج در جامعه شناسى سیاسى ، و نه قانونى صرف و بى پشتوانۀ عقل و اخلاق . »1
اعتماد کامل و همه جانبۀ حضرت امام « ره » به رهبر معظّم انقلاب حضرت آیت اللّه خامنه ای به عنوان نزدیک ترین ، موثّق ترین و شبیه ترین اشخاص و شخصیّت ها در نظام مقدّس جمهوری اسلامی به معمار کبیر انقلاب « ره » ، از عمده دلایل انتخاب ایشان به عنوان رهبر و سکّاندار کشتی انقلاب نوپای اسلامی ، پس از ارتحال ملکوتی امام خمینی « ره » محسوب می گردد به همین دلیل ، شناخت ابعاد شخصیّتی معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران « ره » نیز در دقیق ترین و عالی ترین شکل و سطح در کلام رهبر فرزانۀ انقلاب نمودار گردیده و از طریق مذکور میسّر است .
سخنان حکیمانۀ رهبر فرزانۀ انقلاب اسلامی در روز 14/03/1394 و در میان سوکواران و مشتاقان امام « ره » و انقلاب ، از کامل ترین و مستدل ترین سخنان ایشان با هدف جلوگیری از « تحریف شخصیّت امام » است که خود می تواند سندی کم نظیر در والاترین حدّ استناد ؛ در خصوص اصولی هفت گانه و بنیادین از مجموعه اصول جاذبه و دافعۀ امام راحل « ره » محسوب و معرّفی گردد . در این نوشته ، از میان آن اصول ، موضوع « وحدت » مورد توجّه قرار گرفته تا پس از یادآوری رهنمودهایی از حضرت امام« ره » پیرامون اصل اصیل « وحدت » ؛ به کاربست این مهم بیش از پیش وجهۀ همّت تمامی دوستداران و دلسوزان انقلاب و ایران اسلامی واقع گردد .
رهبر معظّم انقلاب در بخش پایانی سخنان خود این گونه سخن گفته اند : « یکی دیگر از خطوط اصلی تفکّر امام مسئلۀ وحدت ملّی است و توجّه به توطئه های تفرقه افکن ؛ چه تفرقه بر اساس مذهب ، شیعه و سنّی ؛ چه تفرقه بر اساس قومیّت ها ، فارس و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و امثال این ها . تفرقه افکنی یکی از سیاست های قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما از اوّل بر روی وحدت ملّی و اتّحاد آحاد ملّت ، یک تکیۀ کم نظیری داشت که این یکی از خطوط است . امروز ما این خط را هم باید دنبال بکنیم . امروز شما می بینید در دنیا مسئلۀ تفرقۀ دنیای اسلام یکی از سیاست های اصلی استکبار است ... در دنیای اسلام نگاه جمهوری اسلامی نگاه امّت ساز است . امّت اسلامی مورد نظر است ... آن تسنّنی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیّعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، اینها مثل هم هستند ؛ هر دوی آن ها برادران شیطانند ، هر دوی آن ها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند»2
از دیگر اسناد دست اوّلی نظام مقدّس جهموری اسلامی ، وصیّت نامۀ الهی ، سیاسی امام راحل « ره » است که چراغ همواره فروزانِ راه انقلاب و تمامی مسؤولین نظام می باشد . امام « ره » در فرازهایی از این سندِ راهنما و راهگشا ، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر ضرورت وحدت تأکید نموده اند که از موارد اشاره ای ضمنی ، می توان در عبارت ذیل تأمّل نمود : « امّا به ملّت عزیز ایران توصیه می کنم نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید ، همچون عزیزترینِ امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمت عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که « اِن تنصُراللّه یَنصرکم و یُثبّت اقدامکم » ( وصیّت نامه ، فراز توصیه به ملّت ایران ) .
می بینیم که عنایت مقام عظمای ولایت و همچنین نگرش عمیق امام راحل « ره » به مبحث « وحدت اسلامی » فراتر از یک موضوع صرفاً دینی یا اجتماعی یا سیاسی است . آنچه توجّه بدان ـ بالاخص ـ در تاریخ سیاسی معاصر ضرور می نماید این است که سکولاریزم ( جدایی دین و معنویت از سیاست ) ، اومانیسم ( انسان محوری ) ، راسیونالیزم ( عقل گرایی منقطع از وحی ) و ساینتیسم ( علم گرایی تجربی ) با استفادۀ استعمارگران از تشتّت جهان اسلام در نتیجۀ سیاست های گوناگون شیطانیشان و از جمله آفریدن مذاهب خود ساخته ای همچون بهائیت و وهّابیت در مهم ترین مراکز اسلامی جهان ؛ پا به عرصۀ وجود نهادند و با تربیّت کارشناسان شیطان صفت و اغواگر ، بسیاری از حقایق بنیادین و بنیانین دین اسلام را که عظیم ترین و قدرتمند ترین عامل نابودی استکبار و استعمار و استثمار و استحمار توده ها ( در معنی سیاسی امروزین ) محسوب می گردید به گونه ای وارونه نمایاندند و در نتیجه مستبدینی عالِم نما و جاهلانی روشنفکر مآب و معاندانی در لباس دوستان دلسوز را مأمور ارائۀ قرائتی دیگرگونه از اسلام و ارزش های اسلامی ـ که هدف غایی این برترین دین الهی ، رسانیدن نوع آدمی به کمال وجودی اش و وصول او به سعادت کامل دنیایی و عقبایی است ـ قرار دادند تا به فسادها و تباهی ها و جنایات و دنائت ها ، و در یک کلام به سیاست های حیوانی و شیطانی خود ، تحت لوای ظواهر عامه فریب بپردازند . در چنین اوضاعی ، امام خمینی « ره » با ارائۀ مکتب سیاسی خود که منبعث از قرآن کریم و سیرۀ رسول اللّه و عترت آن حضرت بود ، واقعیّـت پیوند معنویّت و دین را با سیاست اسلامی که هدف از آن اصلاح امور دینی و دنیایی مردم جهت وصول به سعادت واقعی است ، به دنیای امروز نمایاند . اهمّیّت موضوع مذکور زمانی آشکار می گردد که بدانیم جهان غیر الهی ، بالاخص « غرب » متأثّر از دیدگاه های نیکولو ماکیاولی توانسته بود بر طبل جدایی معنویت و دین از سیاست بکوبد و گوش ملّت های غفلت زده را از آن بانگ نامبارک پر نماید تا با سیاست رسوای خود به تنها هدفش که عبارت بود از کسب قدرت هر چه افزون تر از هر طریق ، دست یابد و البتّه برای وصول به هدف مذکور ، به خدمت گیری هرگونه جنایت و خیانت و دنائت را توجیه نماید .
در برابر جهان پلید و غدّار استکبار و استعباد ، حضرت امام خمینی« ره » نظام الهی « جمهوری اسلامی ایران » را براساس آیات متعدّد از قرآن مجید و همچنین سنّت پیامبر رحمت ( ص ) ایجاد نمود و حفظ وحدت در میان مسلمانان را نیز بر همان اساس از اوجب واجبات اعلام فرمود . آن « پیر » الهی ازجمله مفاهیمى، چون « واعتصموا » ، « تعاونوا » ، « اصلحوا » ، « اصلاح بین الناس » ، « الّف بینهم » را سرلوحۀ اندیشه های وحدت آفرین خویش قرارداد و تلاش دائم جهت « وحدت مسلمین » را از امّهات ارکان « جمهوری اسلامی ایران » برشمرد و از این طریق بسیاری از سیاست ها و نقشه های تفرقه افکنانۀ شیطانی دو قرن گذشتۀ استعمارگران پلید را نقش بر آب کرد . نخستین اعلامیّه ی تاریخی حضرت امام « ره » نیز وحدت امّت را بستر قیام لله دانسته و با این آیه آغاز شده بود که : « قُلْ إنَّمَا أعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أن تَقُومُوا للهِ مَثْنَی وَ فُرادَی...» ( سبأ : 46) .
ایشان با تأسّی به شیوۀ ائمّۀ اطهار« علیهم السّلام » و در رأس آنان ، حضرت علیّ بن ابی طالب ( ع ) ؛ در رهبری انقلاب نیز یکی از محور های اصلی و اساسی اندیشه ی خود را ضرورت ایجاد و حفظ و حراست از وحدت اسلامیِ فراگیر دانست تا بدانجا که موضوع مذکور در اصل 11 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اهمّیّتی ویژه یافت و به صراحت مورد عنایت واقع گردید :
به حکم آیۀ کریمه « انّ هذه امّتکم امّه واحده و انا ربّکم فاعبدون » همه ی مسلمانان یک امّت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظّف است سیاست کلّی خود را بر پایه ی ائتلاف و اتّحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقّق بخشد . ( قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تهران ؛ اداره کل امور فرهنگ و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، 1369) .
تعریفی از « وحدت اسلامی » :
برای دریافت مفهومی درست از وحدت اسلامی ، به تعریفی جامع و مانع از آن می پردازیم :
« وحدت اسلامی » عبارت است از : همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی بر اساس اصول مسلّم و مشترک اسلامی و در پیش گرفتن موضوع عملی واحد برای تحقّق اهداف و مصالح عالیّۀ امّت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام و التزام قلبی و عملی هر یک از مسلما نان به مذهب خود . » ( آیت اللّه محمّد علی تسخیری ، گفتاری پیرامون وحدت اسلامی و تقریب مذاهب ، مقدمه ) .
امام خمینی « ره » به کرّات ضرورت فوق العادۀ وحدت را گوشزد می نمود که از آن جمله می توان به سه نمونه استناد و بسنده کرد : « اگر مسلمین بخواهند آن عزّت و عظمتی که در صدر اسلام داشتند را بازیابند، به اسلام و وحدت کلمه روی آورند .» (صحیفۀ نور ج 8 ، صفحه 235 ) . « ما اگر این وحدت کلمه و این خاصیّت که عبارت از اسلامیّت است که در آن همه چیز هست، اگر این را ما حفظ کنیم ، تا آخر پیروز هستیم . » ( صحیفۀ نور ، جلد 22 ، ص 201 ) . ای مسلمانان جهان و ای پیروان مکتب توحید ! رمز تمامی گرفتاری های کشورهای اسلامی اختلاف کلمه و عدم هماهنگی است و رمز پیروزی، وحدت کلمه و ایجاد هماهنگی است . ( پیام به زائران بیت الله الحرام، 7/7/1358) .
نظریّه ای در خصوص اقسام وحدت :
در این جا به یک نظریه پیرامون اقسام وحدت اشاره می گردد تا ضمن توضیحی کلّی ، بر اساس تقسیم بندی مذکور دیدگاه امام « ره » را تبیین نماییم : « عدّهاى وحدت را به مفاهیمی ؛ هم چون «وحدت ایدئولوژیک» ، «وحدت استراتژیک» و «وحدت تاکتیکى» تقسیم کردهاند . در نظر آنان منظور از وحدت ایدئولوژیک اتّفاق نظر در همۀ عقاید مسلکى است که این نوع وحدت بیشتر در رژیمهاى مرامى و به طور مشخّص در مکتب مارکسیسم وجود دارد و رژیمهاى کمونیستى نیز این نوع وحدت را مورد نظر داشته اند اما آنچه دیدگاه امام خمینی « ره » را از دیگر نظرگاه ها متمایز می سازد این است که ایشان ، - به واقع و نه در گفتار سیاسی - به وجود اختلافات در نظریّات و عقاید سیاسى و ایدئولوژى معتقد بودند و البتّه این مهم را با رعایت اصولی چند، از عوامل سازنده می دانسته اند . در قسم دوم ، وحدت استراتژیک بر محور وحدت عقیده و ایدئولوژى نیست، بلکه بیشتر به وحدت عملکرد و روش نظر دارد . هم چنین وحدت تاکتیکى نیز به عنوان یک راه حل موقّت و مقطعى مورد نظر است . نظریه تضاد دیالکتیکى در عرصۀ اجتماع با این نوع وحدت هماهنگى دارد . این نوع وحدت ، در عرصۀ مبارزه برای کسانى که دشمن مشترک دارند ، تا زمانى که آن دشمن مشترک نابود نشده است ؛ کارایى خوبى دارد . امّا آن چه بیشتر مورد نظر امام بود ، وحدت استراتژیک و یا وحدت معقول مىباشد . براى مثال ، وقتى حضرت امام سخن از وحدت با اهل سنّت را به میان مىآورند ، منظور ایشان وحدت در عقاید نیست (وحدت مطلق)، بلکه وحدت در « روش » و « عمل » بر اساس عقاید مشترک است. در مثالی دیگر می توان به پیام های ایشان در ایّام حج به مسلمانان شیعه عنایت نمود که در نماز اهل سنّت و جماعات آنان به همان نحو شرکت نمایند. ( کاظم قاضى زاده، اندیشه فقهى سیاسى امام خمینى، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهورى، چاپ اوّ ل، سال 1377، ص 448) .
دیگر بار تأکید می گردد که در دیدگاه و حرکت عملی امام خمینی « ره » لزوم حفظ وحدت هرگزبه عنوان یک حرکت سیاسی مقطعی برای تحکیم قدرت نبوده است بلکه در باور ایشان ، تلاش برای حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه یک واجب عینی است که ریشه در اعتقاد به وحدانیّت خالق هستی دارد: « واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا و اذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفره من النار فانقذ کم منها . » ( آل عمران : 103 ) .
در راستای همین مصلحت ( سیاست اسلامی ) بود که امام « ره » در موقعیّت های گوناگون و مناسب ، به طرّاحی نمادهای وحدت به شکل های مختلف پرداختند که از آن جمله می توان به موضوعاتی همچون تأیید نمازهای جمعه و جماعت با برادران اهل سنّت ، اعلان روز قدس به عنوان روز اسلام و روز برائت از ابر قدرت های استعمارگر و سازندۀ رژیم جعلی صهیونیستی ، ابراز انزجار و برائت از مشرکان و مستکبران و طاغوت ها و طاغوتیان با احیای فریضۀحج ابراهیمی به معنی واقع موضوع و ... اشاره نمود . همچنین تأسیس دارالتّقریب بین المذاهب الاسلامیّه ( دارالتّقریب مذاهب اسلامی ) از اهمّ اقدامات در جهت رفع موارد اختلاف میان مذاهب اسلامیِ قابل قبول جهان اسلام بوده است . در همین راستا پیشنهادهایی نیز مطرح شده است که از جمله آنها می توان به تأسیس حوزه های علمیّۀ مشترک ، تأسیس بنیاد تفسیر قرآن و تأسیس مؤسّسات فرهنگی مشترک اشاره نمود .
جایگاه اساسی وحدت و شکل های گوناگون آن در کلام و پیام حضرت امام خمینی « ره » :
1. وحدت به عنوان محوری در دفاع از ارزش های اسلامی و موجودیّت مسلمین :
محور اندیشه های حضرت امام، اسلام و آرمان های الهی بود و از آغاز نهضت اسلامی تا لحظه ی رحلت ، دفاع از ارزش های اسلامی را در نظر داشتند و بر اجرای احکام خدا در جهان تأکید می ورزیدند . از شیوه های بارز مدیریّتی و رهبری حضرت امام ، تأکید بر مشترکات گروه ها و جوامع اسلامی و پرهیز از طرح و تصریح و حتّی اشاره به موارد افتراق و اختلاف بود: « در کلمه ی توحید که مشترک بین همه است، در مصالح اسلامی که مشترک بین همه است با هم توحید کلمه کنند .» ( در جمع هیأت عالی رتبۀ علمای عربستان، 1/2/1358).
2. تبلیغ همۀ مسلمین به عنوان تکلیف ، با هدف تقویّت وحدت اسلامی و جلوگیری از نفوذ دشمنان اسلام :
ایشان معتقد بودند که : « یک چاره که اساس چاره هاست و ریشه ی این گرفتاری ها را قطع می کند و فساد را از بن می سوزاند ، وحدت مسلمانان ، بلکه تمامی مستضعفان و در بند کشیده شدگان جهان است و این وحدت که اسلام شریف و قرآن کریم بر آن پافشاری کرده اند با دعوت و تبلیغ دامنه دار باید به وجود آید و مرکز این دعوت و تبلیغ مکّه ی معظمه در اجتماع مسلمین برای فریضه ی حج است.» ( پیام به حجاج، 12/6/1362) .
3. اصل « برادری مسلمانان » ازعمده عوامل پیروزی :
« اگر ملّت های مسلم که تقریباً یک میلیارد جمعیّت هستند، اینها برادر با هم باشند و به برادری با هم رفتار کنند ؛ هیچ آسیبی بر اینها واقع نمی شود و هیچ یک از ابرقدرت ها قدرت این که تجاوز به اینها بکنند، ندارند .»(در جمع اعضای جهاد سازندگی سیستان و بلوچستان، 27/5/1359 ) . همه دیدند که اتّحاد بین یک قشر کوچک سی و پنج میلیونی با تمسّک به قرآن مجید و اسلام عزیز چه معجزه هایی آفرید و تمام قدرت های بزرگ و کوچک پشتیبان محمّدرضای مخلوع و قدرت عظیم رژیم سلطنتی را با شکست روبه رو کرد .( تبیان ، شماره 19 ، جهان اسلام از دیدگاه امام ، ص 44 ) .
لزوم شناخت عوامل تفرقه :
در نگرشی کلّی می توان به برخی از عوامل تفرقه آفرین از دیدگاه امام خمینی « ره » که در تاریخ و جهان اسلام مسبوق به سابقه بوده اند ، اشاره نمود :
1 . اغراض سلاطین آن وقت ( صدر اسلام ) از یک طرف و اغراض علمای نصارا و یهود و امثال ذلک از طرف دیگر سدّ شد... الآن هم آنها مانع هستند .( سخنرانی در جمع علمای نجف، 23/8/1344).
2 . علما و دانشمندان سراسر جهان به ویژه متفکّران اسلام به پاخیزند و با بیان و قلم و عمل، خوف و هراس کاذبی را که بر مظلومان سایه افکنده بزدایند و این کتابهایی را که با دست استعمار و برآمده از آستین کثیف بردگان شیطان منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می زند ، نابود کنند و ریشه ی خلاف را بر کنند و یک دل و یک سو براین رسانه های گروهی که بیشتر ساعات شب و روز به فتنه انگیزی و نفاق افکنی و دروغ پردازی و شایعه سازی مشغولند ، پرخاش کنند.( پیام به ملّت، 22/11/1363).
3 . باید سران دول اسلامی توجّه داشته باشند که این اختلافات، اختلافاتی است که هستی آنها را به باد می دهد... دست های ناپاکی که بین شیعه و سنّی در این ممالک اختلاف می اندازند، اینها نه شیعه هستند و نه سنّی، اینها ایادی استعمار هستند که می خواهند ممالک اسلامی را از آنها بگیرند ، ذخایر را از دست آنها بگیرند.( صحیفه نور، ج 1، ص 88).
4 . مشکل مسلمین همین است که اختلاف انداخته اند بینشان و بعد از جنگ عمومی این نقشه کشیده شد و دولت های اسلامی را از هم جدا کردند و مسلمین را با هم مخالف کردند و دولت های اسلامی با هم دشمن شدند .( در جمع سفرای کشورهای اسلامی، 28/7/59 ) .
5 . متأسّفانه به واسطه ی غفلت بعضی و عدم توجّه برخی و تغافل بعضی دیگر نه تنها مشکلاتشان حل نشده، بلکه باید انتظار گرفتاری های بیشتری را داشته باشند . (خطاب به سفیر یمن شمالی، 1/4/1358. )
6 . استفادۀ دشمن از حربۀ مذهب در برابر مذهب :
یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دسته ای از مسلمانان سنّی، یک دسته حنفی و یک دسته ای حنبلی و دسته ای اخباری هستند ؛ اصلاً طرح این معنا از اوّل درست نبود. در یک جامعه ای که همه می خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسایل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم، منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی، یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دستۀ دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند، اینها شدند شیعه، اینها دلیل اختلاف نیست. ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم، ما همه با هم برادریم. برادران شیعه و سنّی باید از هر اختلافی احتراز کنند . امروز اختلاف بین ما تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فرق، آنها می خواهند نه این باشد نه آن ، راه را این طور می دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند.( در جمع فرهنگیان نوسود و پاوه ،30/4/1359).
7 . غفلت دول اسلامی در خصوص شناسایی راهکارهای دشمنان و عوامل قدرت خود :
چرا دولت های اسلامی از این قدرت اسلام غافل هستند؟ چرا باید در طول سال های متمادی دولت های عربی سیلی بخورند از صهیونسیم؟ چرا باید تحت سلطه ی قدرت های خارجی باشند؟ چرا با هم مجتمع نمی شوند؟ چرا به آیات شریفه ی قرآن عمل نمی کنند؟ چرا به احادیث نبی اکرم ( ص ) اعتنا نمی کنند که فرموده است: مسلمین باید ید واحده باشند ؟ ( در جمع سفرای کشورهای اسلامی، 28/7/59 ) .
8 . تلاش بی وقفه جهت مأیوس ساختن مسلمین از دین رهایی بخش و انسان ساز اسلام :
از توطئه های مهمّی که در قرن اخیر خصوصاً در دهه های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می خورد ، تبلیغات دامنه دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملّت ها و خصوص ملّت فداکار ایران از اسلام است . ( وصیّت نامه ، مبحث تبلیغات موذیانه برای جداکردن متدیّنین از سیاست ) .
از عمده ترین جنبه های اساسی که در نگرشی پیرامون « وحدت اسلامی » می باید مورد توجّه و تأمّل واقع گردد ، موضوع « سیاست و معنویّت » است که در این مختصر، به ذکر دو مبحث از این مهم بسنده می گردد :
« آثار وحدت سیاست و معنویّت :
1 . نزدیکی سران سیاسی ، معنوی مسلمان به خداوند متعال و تقویّت باورعمومی خداحاضری و خداناظری .
2 . کوچکی جلوه ها ، نمودها و نمادهای هر قدرت دنیایی و غیر الهی در مقابل خداوند قادر و طریق مستقیم الهی .
3 . مبارزه و استقامت در برابر قدرت های شیطانی .
4 . تزکیه و تهذیب نفس به عنوان عامل کمال مسلمین و سران حکومتی .
5 . عمل به تکلیف الهی با هدف جلب رضای خداوند متعال به عنوان یگانه مبنای اقدامات سیاستمدار مسلمان .
پیامدهای جدایی سیاست از معنویّت :
1 . گسترش استعمار و قدرت استعمارگران و حکومت های کمونیستی .
2 . بروز جنگ های جهانی اوّل و دوم .
3 . گسترش بی سابقۀ جنگ های منطقه ای در جهان اسلام .
4 . ایجاد دولت های دست نشانده ( حکومت شاهنشاهی ـ دولت وهّابی سعودی ) .
5 . تولّد رژیم نامشروع صهیونیستی .
6 . دنیا پرستی و مادّیگری در ابعاد گوناگون . »
( آیت مظفّری ، تئوری وحدت سیاست و معنویّت از منظر امام خمینی « ره » ، پژوهشنامۀ انقلاب اسلامی ، سال ششم ، شمارۀ سیزدهم ، بهار 1385، با اندکی تصرّف ) .
تنها راه حلّ مشکلات مسلمانان :
حضرت امام معتقد بودند : « اگر مسلمانان تنها به مضمون این امر و نهی قرآن کریم که می فرماید: (واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرّقوا) عمل می کردند ، تمام مشکلات آنان اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... رفع می شد و هیچ قدرتی نمی توانست با آنان مقابله کند . » ( خطاب به سفیر یمن شمالی، 1/4/1358 ) .
عوامل و لوازم دستیابی به « وحدت » :
حضرت امام « ره » دستیابی به وحدت را نیازمند عوامل و لوازمی می دانستند که بدون تحقّق آن عوامل امکان دسترسی به وحدت و یا پایایی آن میسّر نخواهد بود. مرحوم حاج سیّد احمد خمینی پیش شرط های وحدت از منظر حضرت امام را اینگونه بر شمرده است :
1. اهتمام بیش از پیش به خودسازی و تعمیق اخلاق و ارزش های معنوی در زندگی خود و جامعه ی پیرامون .
2. باورداشت و تعمیم سعه ی صدر و پذیرش و تحمّل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه و حمایت از تشکّل های سیاسی و فرهنگی که در اصول و مبانی مورد اعتقاد امّت و جامعه ی اسلامی اتّفاق نظر دارند .
3. اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آسای وحدت در حلّ معضلات به ظاهر لاینحل سیاسی و اجتماعی .
4. هوشیاری و توجّه طرفین وحدت به نقش خنّاسان و وسوسه انگیزان و تذکّر دائمی به کارگزاران و عموم مردم در همین رابطه .
5 . حفظ مواضع اصولی و دفاع از معتقدات و ارزش های منطقی غیر قابل خدشه در عین احترام و توجّه به وحدت فراگیر.
6 . توجّه به تفاوت های اساسی روش های تحقیق در نظام دروس حوزوی و دینی با تعلیم های جدید دانشگاهی به منظور دریافتن زبان مشترک در تفهیم و تفاهم مسایل اساسی جامعه و پرهیز از اختلافات .
7. تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلاف آرا در مبانی و اصول از طریق نقد در مجامع علمی و گسترش روح مباحثه و مناظره ی علمی و پرهیز جدّی از به میان کشیدن پای عوام در اختلافات فکری و فرهنگی که حلّ آنها تنها از مسیر احتجاجات علمی و روش های پسندیده ی عقلایی و شرعی قابل حصول است .
8 . احیای فرهنگ توحیدی و وحدت گرایی در جوامع اسلامی و احیای سمبل ها و عوامل و مظاهروحدت که بسیاری از احکام اجتماعی و سیاسی و عبادی اسلام بر همین فلسفه تشریع شده اند ؛ نظیر بازیابی فلسفه و روح واقعی کنگره ی عظیم و جهانی حج ، نماز جمعه ، نماز جماعت ، روح تعاون و اهتمام به امر مسلمین ، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه ی همگانی و احکام شعائری از این قبیل .
9. آگاهی بخشیدن به آحاد ملّت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدّن گذشتۀ اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمین در سده های اخیر .
10. جهاد و تلاش برای فراگیرشدن نهضت فرهنگی جهان اسلام براساس ترویج روحیۀ خودباوری و نفی غربزدگی حاکم بر اغلب جوامع اسلامی .
11. شناسایی و معرّفی دشمنان اصلی و جلوگیری از دشمن تراشی ها ی بین اسلامی .
12. ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفّقیّت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت .
13. مقابله با خرافه پرستی و زدودن پیرایه های تفرقه انگیزی که به نام آداب و رسوم دینی و مذهبی از سوی مغرضان و ناآگاهان در فرهنگ سنّتی ملّت ها و قشرهای جوامع اسلامی ریشه دوانیده است و کوشش برای کاهش تعصّب های کورکورانه و عوامانه .
14. تلاش برای یکسان سازی قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسؤولین نظام که وحدت را شعار خویش قرار داده اند .
منابع: 1- (علیرضا علوی تبار ، ما و میراث امام خمینی «ره» ) .
2- ( نسیم بیداری ، ماه نامه سیاسی و فرهنگی ؛ شماره 59 ) .
( آیینه ی آفتاب، تبیان اندیشه ی امام خمینی در کلام و پیام حجه الاسلام و المسلمین سیّد احمد خمینی ، ص 176) .
به قلم: محمدعلی رستمی

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد