به گزارشاسلام آباد خبربه نقل ازآناج، علی رغم اینکه مقام معظم رهبری بارها نسبت به قصد نفوذ دشمن به کشور در عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هشدار دادهاند اما با این وجود برخی از دلدادگان غرب زده که در خود بدون وابستگی به آمریکا ماهیتی نمیبینند سعی دارند از شیطان بزرگ چهرهای موجه بسازند و با بزک رسانهای، آمریکا را دوست جدید ایران در عرصه سیاست خارجه نشان دهند. این افراد برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کاری دریغ نمیکنند و برای به کرسی نشاندن خواستههای تاریخ واضح دشمنی آمریکا با ایران را نیز تحریف نمیکنند، یک روز حرف از صلح و دوستی میزنند و روز دیگر برای دست دادن با گرگها آیات و احادیث را به نفع خود نقل میکنند.
در این میان تعدادی از رسانههای داخلی که قبلا حمایت خود را از جریان فتنه آشکار کردهاند با کسانی که ژست روشنفکری میگیرند تا به اهداف شوم خود دست یابند همراه شدهاند و وقایع را کتمان میکنند، افرادی که رسالت خبری را هنوز درک نکردهاند با ورود دشمنان نظام به کشور ذوق زده میشوند و نام کسانی را که با این اتفاقات مخالفند افراطی میگذارند. بعضا برای تحریف مسایل به قدری شرافت زیر پا میرود که از دشمن ایران به نام گردشگر یاد میشود و اگر کسی مخالف باشد میگویند افراطیها با ورود گردشگر به کشور و ایجاد درآمد مخالفند. این رسانهها دست دادن مقامات داخلی با دشمنان نظام را که در ریخته شدن خون هزاران ایرانی نقش داشتهاند اتفاق تاریخی میدانند و صرف ایستادن مقامات ایرانی در کنار آمریکا را موفقیتی بزرگ قلمداد میکنند.
زمانی که پای افرادی همچون جک استراو و فابیوس به کشور باز میشود و خبرنگاران شبکههای خارجی از تاسیسات هستهای بازدید میکنند مسئله نفوذ بیش از گذشته رنگ واقعیت به خود میگیرد، ایرانی که امروز در منطقه تبدیل به قدرت و الگویی برای مقاومت شده است از منافع استکبار جلوگیری کرده و آمریکا برای دست یابی دوباره به منافع خود چاره کار را در نفوذ به ایران میداند، اینکه برجام وسیلهای برای نفوذ به ایران بود بر کسی پوشیده نیست حال با تصویب آن باید روزنههای نفوذ دشمن بسته شود.
نفوذ در عرصه سیاسی زمانی محقق میشود که افرادی که در گذشته هم شاید انقلابی بودهاند در نشست و برخواستهای خود با دشمن فریب ظاهر آنان را بخورند و سیاستها و اظهارات آنان را در داخل کشور تکرار کنند، این تکرارها به قدری صورت میگیرد که فرد خود نیز سخنگوی دشمن میشود و روز به روز بر تعداد فریب خوردگان میافزاید، این روند ادامه مییابد و روزی سیاستمدار داخلی خود تبدیل به دشمنی سرسخت میشود که دیگر رنگ و بویی از مقاومت در برابر زیاده خواهی ندارد و به راحتی مطیع دستورات دشمن میشود.
سیاستمدارانی که برای رسیدن به منافع شخصی و حزبی چشم خود را بر منافع ملی بسته و زمینههای نفوذ را فراهم میکنند کلمه نفوذ برایشان معنی ندارد، هستند افرادی که عامدا فرش قرمزی را برای نفوذ دشمن پهن میکنند و در این میان برخی از روی غفت با خودفروختگان داخلی همراه میشوند.
یک روز ورود جاسوسان به ایران مطرح میشود و روز دیگر ورود برندهای آمریکایی به کشور، دیپلماسی اتفاقی بعد از چندین سال در راهروی سازمان ملل متحد رخ میدهد و دولتمردان از مذاکره ایران و آمریکا در خصوص مسایل دیگری همچون حقوق بشر و منطقه خبر میدهند، مذاکره ایران و آمریکا در مورد مسایل حقوق بشر واقعا مضحک به نظر میرسد، معلوم نیست آقایان میخواهند در رابطه با آزادی هم جنس بازان در کشور مذاکره کنند و یا آمریکا را قانع کنند که هم جنس بازی گناه است تا آنها هم ممنوع کنند!
زمانی که هدف آمریکا نابودی اسلام و حکمرانی در خاورمیانه است آیا ایران میخواهد برای کاهش قدرت خود در منطقه با آمریکا مذاکره کند و یا در رابطه با تروریستهایی که آمریکا خود آنها را ایجاد کرده بحث و گفتگو کند. به راستی چنانچه سیاستمداران افسار خود را دست دشمن بسپارند زمینه نفوذ هم آماده میشود.
برجام علی رغم کاستیها و ابهامات آشکارش در عرض 20 دقیقه به تصویب رسید، امیدواریم برخی از افراد با خیانت خود به ملت و نظام دشمن را هم در عرض 20 دقیقه به کشور راه ندهند. این انقلاب به راحتی به دست نیامده آقایان به ظاهر انقلابی!
شما وقتی با کسی قهرید، وقتی با کسی حرف نمیزنید، رودربایستی با هم ندارید. در مقابلِ هم، هیچ حالت توقّعی وجود ندارد. اما وقتی با کسی مذاکره شروع شد؛ پشت میز نشستید؛ یک قهوه با هم خوردید؛ یک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زدید؛ در فلان محفل بینالمللی نشستید و با همدیگر یک خرده درددل کردید؛ بعد رودربایستی بهوجود میآید. آنوقت، اوّلِ شروعِ تحمیلات است. بدبختیهای انقلابهای دنیا و تسلّط و نفوذ آمریکا از همین جا شروع شد. مثل کشورهایی که بنده نمیخواهم اسم آنها را بیاورم. امروز هم آن کشورهای بیچاره، غالباً چهرههای بسیار بدی دارند. این است که روی مذاکره فشار میآورند. اصرار میکنند که «ایران چرا نمیآید با ما مذاکره کند؟» عدّهای هم که آدمهایی سادهلوحند، یا نمیدانم، مرعوبند، یا بیاطّلاعند، یا غیر سیاسیاند، در داخل خودمان این حرفها را تکرار میکنند. من نمیدانم میفهمند چه دارند میگویند؟!... خیال میکنند حرف زدن دو نفر آدمِ معمولی است که گوشهای بنشینند و صحبت کنند. نمیفهمند این مذاکرهای که دشمن این قدر روی آن اصرار میکند، چه خطرات بزرگی برای جمهوری اسلامی دارد.

نظر شما
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد