پربیننده ها

آخرین اخبار

21. ارديبهشت 1396 - 15:27   |   کد مطلب: 297165
(تغییر انقلاب اسلامی از درون)
حرکت در مسیر تحقق رؤیای هنری کیسینجر ...
بسیاری از کارشناسان ارشد اندیشکده ها و پژوهشگران مطالعات راهبردی ایالات متحده آمریکا معتقدند که تغییر سیاست خارجی ایران توسط عناصر استحاله یافته مهمترین و اصلی ترین عامل تغییر انقلاب اسلامی خواهد بود.

به گزارش اسلام آباد خبر، بسیاری از کارشناسان ارشد اندیشکده ها و پژوهشگران مطالعات راهبردی ایالات متحده آمریکا از جمله هنری کیسینجر، رابرت آینهورن، آنتونی کوردزمن، کنت پولاک و ... معتقدند که تغییر سیاست خارجی ایران توسط عناصر استحاله یافته مهمترین و اصلی ترین عامل تغییر انقلاب اسلامی خواهد بود. 

تعبیر «تغییر سیاست خارجی ایران توسط عناصر استحاله یافته» تداعی کننده مفهومی تحت عنوان «نفوذ» است که در سالهای اخیر نیز از جمله اصلی ترین دغدغه های مورد توجه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (حفظ الله) محسوب می گردد. مفهوم «نفوذ» از مهمترین روشهای اعمال قدرت است که در حوزه قدرت نرم موضوعیت یافته و بر جذب، بکارگیری و ایجاد تغییر استوار می باشد. نفوذ، پیچیده ترین شکل اعمال قدرت است که از طریق تعامل اقدام به تحمیل سیاست ها می نماید، به گونه ای که سیاست های تحمیلی به عنوان خروجی سیستم تصمیم گیری نظام محسوب می گردد. بر این مبنا، موفقیت نفوذ به وجود شبکه ای از عناصر و جریانهای سیاسی ای وابسته است که دیدگاهی همسو با دیدگاه طراحان نفوذ داشته باشند.

ایجاد تغییرات ساختاری در درون سیستم تصمیم سازی و تصمیم گیری و در نهایت تغییر جهت گیری نظام مهمترین هدف طراحی سیاستهای نفوذ است که اصلی ترین عامل موفقیت و تحقق آن نیز نیروهای درون نظام جمهوری اسلامی هستند. به عبارت دیگر، موفقیت نفوذ مستلزم وجود کانالهای ارتباطی میان طراحان سیاستهای نفوذ (آمریکا) و عناصر متمایل به سیاستهای ایالات متحده در درون نظام است که حول محور پاسخ به یک تنش (فشار و تحریم) شکل می گیرد. این همان نکته ای است که «هنری کیسینجر[1]» به آن اشاره داشته و بر این باور است که تغییر جهت گیری های ایران مستلزم تغییر سیاست خارجی این کشور است که در نهایت منجر به تغییر سیاستهای نظام ایران خواهد شد. او مدعی است که ایالات متحده باید افقی را پیگیری نماید تا بر اساس آن نسل آینده ایران فرآیند این تغییر را تکمیل نمایند. بر مبنای این نظریه کیسینجر معتقد است که مذاکرات آمریکا با ایران از این جنبه حائز اهمیت می باشد که ایران را به سمت تعامل بیشتر با آمریکا سوق دهد لذا آمریکا باید درک کند که کدام جنبه از سیاست خارجی ایران سازگار با اهداف امنیتی ایالات متحده بوده و برای تقویت آن و تغییر سایر جنبه های سیاست خارجی ایران تلاش کند.([1])

این فرآیند به مهمترین سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران اشاره دارد که مبتنی بر «استحاله انقلاب اسلامی» بر اساس گسترش تعامل و عقبگرد تدریجی ایران از مواضع خود می باشد که در نهایت پذیرش سیطره سیاستهای ایالات متحده را تسهیل می سازد. مهمترین رکن موفقیت در چنین فرآیندی ایجاد تغییر در جهت گیری های سیاست خارجی مبتنی بر ورود عناصر و جریانهای سیاسی متمایل به تعامل با محور غربی آمریکایی به قوه مجریه می باشد.     

در این چارچوب، آنتونی کوردزمن[2] معتقد است مدل مذاکرات هسته ای با ایران می تواند به سایر مسائل فی مابین از جمله موضوع موشکهای دوربرد، حمایت ایران از نیروهایی مانند حزب الله لبنان، حماس، جهاد اسلامی و ... گسترش یافته و در بهبود روابط میان آمریکا و ایران مؤثر واقع گردد.([2])

رابرت آینهورن[3] با لحن صریح تری به اهداف اصلی ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی اشاره دارد و معتقد است که دستیابی به هدفِ تغییر جهت در سیاست خارجی ایران، مستلزم بهره گیری آمریکا از ابزارهای فشار بر این کشور از قبیل تروریسم، حقوق بشر، رفتارهای مداخله گرایانه، قدرت موشکی و ... است که می تواند بسترهای لازم برای فعالیت قدرتمندانه جریانهای همسو با ایالات متحده را فراهم سازد.([3])

در واقع تأکید رابرت آینهورن بر استفاده آمریکا از راهبرد «فشار از بیرون و تغییر از درون» با هدف تقویت جریانهای همسو با سیاستهای ایالات متحده آمریکا در درون نظام جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به استحاله سیاسی انقلاب اسلامی است که در نتیجه آن خروجی سیاستهای ایران بر اساس تصمیمات جریانهای همسو با سیاستهای کاخ سفید مسیری را طی خواهد کرد که مطلوب ایالات متحده خواهد بود.

بر مبنای این رهیافت استراتژیک، دو جبهه تقابل گرا با آرمانهای انقلاب در یک فرآیند مدیریت شده استحاله انقلاب اسلامی را هدف قرار داده اند: الف) جبهه خارجی با رهبری ایالات متحده آمریکا که در دوران کنونی اصلی ترین سیاست خود را بر مبتنی بر بهره گیری از راهبرد «فشار از بیرون و تغییر از درون» استوار ساخته است؛ ب) جبهه درون نظام که مبتنی بر آراء نئولیبرالیسم معتقد است تعامل با ایالات متحده و اعتماد و خوش بینی به نهادهای بین المللی مهمترین راه برون رفت از فشارهای مختلف به ویژه در حوزه اقتصادی است و در این چارچوب به اتخاذ سیاست همکاری منفعلانه در ارتباط با آمریکا و نهادهای بین المللی همچون شورای امنیت روی آورده اند که از جمله نتایج آن ترویج فضای دو قطبی در جامعه و اتهام زنی به نیروهای وفادار به آرمانهای انقلاب اسلامی است. این جریان معتقد است که ایران باید نظم نوین و سیادت ایالات متحده را پذیرا گردیده و در سیاست خارجی خود تغییرات اساسی مبتنی بر نزدیکی به آمریکا ایجاد نماید. بنابراین، دو جریان فوق الذکر در یک فرآیند مبتنی بر تعامل، شیوه نگاه آمریکایی[4] در درون نظام ایران را تئوریزه نموده و مبتنی بر آن اقدام به تغییر جهت گیری ها در مسائل مختلف می نمایند که مهمترین پایگاه آن در قوه مجریه و دستگاه دیپلماسی به عنوان اصلی ترین مجریان مسائل داخلی و خارجی قرار دارد.

طرح استقرار «نگاه آمریکایی» در دل نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری ایران اصلی ترین طرح مورد نظر کارشناسان ارشد مطالعات استراتژیک ایالات متحده است که از یک سو خروجی نظام ایران را به سمت منافع ایالات متحده هدایت می کند و از سوی دیگر با ایجاد «دوگانگی» در ساختار سیاسی و مدیریتی ایران، فرآیند برگشت پذیری از انقلاب اسلامی را رقم می زند. لذا کارشناسانی مانند سوزان مالونی([4]) و کنت پولاک معتقدند مدل مذاکرات هسته ای در بلند مدت می تواند با تقویت نیروهای میانه رو (امثال حسن روحانی) زمینه تغییر ساختارهای درون نظام ایران را فراهم سازد.([5])

همه این مسائل و برنامه ریزی ها به وجود یک کانال ارتباطی با تفکری همسو و جهت دار با ایالات متحده در درون قدرت تصمیم گیری و اجرایی کشور اشاره دارد که در صورت تداوم و تقویت می تواند به صورت خاموش و تدریجی فرآیند ارزش زدایی از انقلاب اسلامی را تکمیل نموده و ارزش های بنیادین انقلاب اسلامی از قبیل ظلم ستیزی، دفاع از مظلوم، اقتدار، استقلال و صدور انقلاب را به ضد ارزش تبدیل نماید. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) از این فرآیند تحت عنوان «شکلگیری نگاه آمریکایی از درون» تعبیر نموده و میفرمایند: «[هدف این است که] شما همان جوری به مسئله نگاه کنی که یک آمریکایی نگاه میکند؛ در نتیجه همان چیزی را بخواهی که او میخواهد». رهبر انقلاب این تغییر نگاه را زمینه‌ساز تغییر آرمان‌ها، باورها و ارزش‌ها دانسته و می فرمایند: «به این ترتیب بیگانگان، بدون شناخته شدن و به خطر افتادن، اهداف خود را محقق می‌کنند»([6]).

مبتنی بر چنین فرآیندی است که حسن روحانی از نمایش اقتدار دفاعی ایران در حوزه موشکی و دکترین «محو اسرائیل» ناراحت و عصبانی شده و در موضعی مشترک با آمریکایی ها، صهیونیستها و همپیمانانشان، این اقدام را ناقض برجام می داند در حالیکه برجام تنها می بایست به موضوع هسته ای می پرداخت اما بر خلاف تأکیدات مکرر مقام معظم رهبری در این زمینه که موضوع دفاعی قابل مذاکره و بحث نیست؛ دولت روحانی موضوع موشکی را نیز در چارچوب برجام  قرار داده و برای 8 سال متعهد گردید که ایران آزمایش موشک بالستیک را انجام نمی دهد. مسئله ای که با هیچ منطق سلیمی قابل توجیه نیست. البته واضح است زمانی که خسارت محض برجام (به تعبیر مقام معظم رهبری) برای عموم مردم و ماهیت فریبکارانه تبلیغات دولت در مورد این توافق شرم آور آشکار گردید، روحانی و جریان پشتیبانش بخواهد بجای مقابله با آمریکا و دفاع از منافع ملت ؛ نیروهای انقلابی را همچون گذشته آماج تهاجم بداخلاقی های خود قرار دهد.

          علیرضا آزادی/

 

 

منابع:

 

[1]  هنری کیسینجر (Henry Alfred Kissinger) دیپلمات آمریکایی و  مشاور اسبق امنیت ملی ایالات متحده آمریکا است. کیسینجر در دوره ریچارد نیکسون به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا مشغول به کار شد و پس از پایان دوره نیکسون به خاطر رسوایی واترگیت در همان سمت با جرالد فورد به همکاری ادامه داد. کیسنجر در حال حاضر یکی از تحلیلگران برجسته آمریکا در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل است. وی همکاری نزدیکی با مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی آمریکا دارد.

[2]  اَنتونی اچ. کوردزمن محقق کرسی استراتژی آرلی اِی. برک (Arleigh A. Burke) مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی(CSIS)  و تحلیل گر مسائل امنیت ملی در شبکه ی خبری ABC است که به مطالعه و بررسی امنیت خاورمیانه و آسیای جنوبی، امنیت ملی آمریکا، جنگ پیشرفته، بودجه و اطلاعات دفاعی، موازنه نظامی، جنگ خلیج فارس، طوفان صحرا، کوزوو، افغانستان و عراق می پردازد. او در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، سمت مدیریت پروژه های ارزیابی خلیج فارس و خلیج فارس در راه انتقال را به عهده داشته و محقق اصلی پروژه دفاع از وطن بوده است.

[3]  رابرت آینهورن (Robert Einhorn) از کارشناسان ارشد انستیتو بروکینگز (Brookings Institution) و محقق حوزه خلع سلاح

[4]  تعبیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (حفظ الله) از اهداف نفوذ در راستای همسوسازی جریانهای سیاسی درون نظام ایران با سیاستهای ایالات متحده آمریکا

 

[3] Einhorn, Robert. (January 22, 2016). «A major milestone for the Iran nuclear deal—but a bumpy road ahead», Retrieve by: http://www.brookings.edu/blogs/markaz/posts/2016/01/22-iran-nuclear-deal-implementation-what-lies-ahead-einhorn

[4] Maloney, Suzanne. (July 8, 2015). «Debating the deal: Understanding five core issues at stake in an Iran nuclear accord», Retrieve by: http://www.brookings.edu/blogs/markaz/posts/2015/07/08-iran-nuclear-deal-debate-sanctions-proliferation-negotiations

[5] Pollack, Kenneth. (September 2014). «Iran, the Bomb, and American Strategy», Retrieve by: http://books.simonandschuster.com/Unthinkable/Kenneth-Pollack/9781476733937

دیدگاه شما

پایگاه وبلاگنویسان استان کرمانشاه
پایگاه خبری امید
کانال تلگرام اسلام آبادخبر
راوند خبر
اینستاگرام اسلام آبادخبر
دوره آموزش مجازی برنامه نویسی تلفن همراه
پارلمان مجازی ایران
 شهید حججی